یا ابصرالناظرین
یا ابصرالناظرین
" چشم مردم رو می بینیم! خدای مردم رو نمی بنیم"
الم یعلم بان الله یری؟
کاری کن! ببینم که می بینی! لطفا!!!
( اما جوری که دردم نیاید! ارحم ضعف بدنی! قلب و دل و ایمانم هم ضعیف است. گفتن که ندارد!)
بنامت
هروقت حرف دعا کردن می شود به خودم می گویم: خدا در قرآن خودش می گوید:
ای کاش...
ای قلب شناس
کاش دلم هم مثل زبانم خاشع بود!
کاش....
سکوت خدا...
بیدارشوید بندگان من
خداوند در برابر این همه گناه سکوت کرده است!
----------------------------------------------------------
وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌو تو چه میدانی ممکن است ساعت قیامت بسیار نزدیک باشد
چشم انتظارما!
ای بر صراط المستقیم، چشم انتظارما!
خیز شتربان که دمید آفتاب وقت رحیل است نه هنگام خواب!
تـا نـگـري از هـمـه وامـانــده اي قـافلـه رفته است و تـو جا ماندهاي ...
--------------------------------------
جاماندن همیشه حس بدی دارد!
چه از اتوبوس باشد و چه از یک مسافرت مهم!
اغلب اوقات می شود بعضی از جا ماندگی ها را جبران کرد، اما گاها بعضی از جاماندگی ها با هیچ ماده ی پرکننده ای! پر نمی شوند!!!
چون از قافله ای یا کسی جا می ماند که بسیار پر شتاب حرکت کرده است! و هر چه کنی به اون نمی رسی! و تا به خود بجنبی، او رفته است و همه چیز دیگر تمام شده است!
گاها هم فاجعه به این جاماندگی ختم نمی شود! و مصیبت های بعد ماندن هم اضاف می شوند بر همه دردها! زخم روی زخم!
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی؟
اگر با کاروان باشی یا همره یک همراه، حتی اگر راه را نشناسی، آخر سر به همت همراه به مقصد می رسی! اما اگر تنها باشی....!
راه چاه دارد!
راه شب دارد! حرامی دارد، گرگ دارد....
و بر سر هر راه همیشه هزاران بیراه است!
خدایا!
غریبم! بی کسم آن ره کدام است؟
جا مانده ام!
وا مانده ام!
چه کنم؟ ره ز که پرسم!؟ چون باشم؟
خودت دستم را بگیر و منزل به منزل همراهم باش، کمک حالم، قوت قلبم! ای یار به بی نوایان! اغثنی!
مهدی زهرا بیا
پايان دل آزردنشان ميآيد
ديديم زمينخواريشان را يا رب!کي روز زمينخوردنشان ميآيد؟!
جمعه رمضان هم دلتنگ است بیا
از وقتی خدا گم شد...
ازوقتی فراموش کردیم خلقت و خالق رو
از وقتی فاصله ها بیشتر بیشترشد
فراموش کردیم که او از رگ گردن به ما نزدیک است
از وقتی مفهوم خلیفه الله رو از مغزهایمان فرمت کردیم
از وقتی همه چیز رو به باد فراموشی سپردیم
رسیدیم به اینجا که نباید میرسیدیم
خدایا!
ببخش
همه ما به restart نیازمندیم
فرصتی باقیست ؟؟؟؟
-----------------------------------------------------------
رفتم بودم سرکشی بین وبها رسیدم به وبی که عنوانش بود ازوقتی خدا گم شد
بدجوری حالم رو گرفت حقیقتی بیش نبود
اندکی سکوت و تامل در این جمله
از وقتی خدا گم شد....
خدامشتری ندارد!
امام حسین(ع) مشتری زیاددارد ممکن است امام های دیگر هم همین طور باشند ولی خدا مشتری ندارد!
من دلم ازاین میسوزد که خدا مشتری هایش کم اند.
کمتر کسی می فرمود: درحالی که تو به خدامحتاجی خدا عاشق توست!
درحدیث قدسی آمده است :
ای انسان! من تورا دوست دارم تونیز مرا دوست بدار.
همچنین آمده است :
بنده من!
سوگند به حق خودم که دوستدار تو هستم پس سوگندبه حق من برتو که مرا دوست بدار!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خدایا!
ماه ماه توست مشتری زیادداری
دلگیرم رسم دراین ماه هم عوض شده شاید بنده ای اگه نماز نمیخوند دراین ماه مبارک
1 ماه هم شده بندگی میکرد
ولی عجب روزگاری شده دیگر این یکماه هم به تعطیلی کشیده شده
معبودم!
رسم بندگی همه عمر رو به حق این ماه برایم ارزانی کن
بنده باشم بنده
تلاش مورچه برای رسیدن به معشوق
داوود(ع) در حال عبور از بیابانی، مورچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک برمیداشت و به جای دیگر می
ریخت. از خداوند خواست که از راز این کار آن مورچه، آگاه شود. مورچه به سخن آمد که: معشوقی دارم که شرط وصال خود
را آوردن تمام خاک های آن تپه به این محل، قرار داده است!
داوود (ع) فرمود: با این چثه کوچک، تو تا کی می توانی خاک های این تل بزرگ را به محل مورد نظر، منتقل کنی؟؟؟
و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد؟!
مورچه گفت: همه ی این ها را می دانم؛ ولی خوشم که اگر در راه این کار بمیریم، به عشق محبوبم مرده ام!
در این جا حضرت داوود(ع) منقلب شد و فهمید که این جریان، درسی است برای او.
"کیمیای محبت"
گفت!
بنامت
ای راه نما!
گفت:
فک می کنم آدما تو کوچه های زندگی، بدون اینکه خودشون بدونن، هر بار که اشتباه می رن،
بهای اشتابهشونو با جا گذاشتن نوری از خدا، که تو دلشون بوده، می پردازن!
بعضا متوجه یک خلاء می شن، که همه چی دارن ولی هیچی ندارن! و بعضا هم نه!
بعضیا که متوجه می شن، بر می گردن و همه کوچه ها رو می گردن تا ذره ذره اون کم شده ها
رو جمع کنن!
هرچی اشتباه بیشتر، راه درازتر!
بعضیام هیچ وقت متوجه نمی شن! اونقدر ادامه می دن که اون سوسوی نور رو هم از دست می دن!
اونوقت من!
راهم دراز ِ درازه!
از بس که به بن بست ها سرک کشدیم و بی هدف رفتم!
نمی دونم از کجا باید شروع کنم به گشتن!
باید برم! هر بار که مکث می کنم نور بی فروغ تر می شه!
خوش به حال اونهای که دو قدم بیشتر نرفته متوجه شدن و دویدن و نور جامونده اشون رو زود گذاشتن تو جیب دلشون!
و بیشتر خوش به حال اون هایی که از این جیب! یک ذره هم به هیچ بها و لذتی از زر و زیور های این کوچه ها، خرج نکردن
گفتم:....
نتونستم چیزی بگم! که چیزی نداشتم برای گفتن!
باز هم همان حکایت همیشگی!
خدا گاهی همسفران آدمی رو چنان به منزل می رسونه که تنها تحیر برای آدم باقی می مونه و انزجار از خویشتن خویش!
گاهی شبیه همیشه!
ما و مجنون همسفر بودیم در راه جنون
او به منزل ها رسید و ما هنوز آواره ایم!
اصلا مگه می شه به یاد کوچه های تو در توی بن بستی افتاد که رفتی و ذره ذره وجودتو، معصومیتتو توشون جا گذاشتی، و باز هم نای حرف زدن داشت؟
خدایا!
یک لحظه یک نگاهت کافیست برای درست شدن همه ی ابنای بشر! من ِ کوچک ِ بی مقدار ِ ریز! که جای خود دارد!
الهی!
اهدنا الصراط المستقیم!
صراط الذین انعمت علیهم!
خدایا!
تو که "یهدی من یشاء" من ِ گمراه ِ راه نابلد ِ خسته ی پا شکسته را هم....!
روزه میهمانان با اجازه میزبان
من اومدم بین خوبا آشتی کنم خدا
به کی بگم پشیمونم ازاین همه جرم وخطا
ببین که من روم نمیشه سرم رو بالا بگیرم
بین زندون گناه ببین خدایا اسیرم
ولی شنیدم از کرم غبار از دل میبری
تو ماه خوب مهمونی گناهکاران هم میخری
یَا جَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ
صدور هيچ گذرنامه و ويزايي لازم نيست وقتي به خدا "پناهنده" مي شويد.
"دکتر سنگري"
-----------------------------------------------------------------------------------------
"ای پناه پناه جویان "
گناهکار راجز پناهگاه توپناهگاهی نیس
او به فضل وکرمت امیدواراست وبس
پناهم باش و رسوایم مکن
ای که منتظر آمدنت هستیم ...
هر روز،
احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند
احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه آلود
یک آشنای دور صدا می زند
...
این روزها که می گذرد،
هر روز،
در انتظار آمدنت هستم
میدانم جمعه شد و هنوز نیامدی
ولی منتظرت خواهم ماند
یاعالم
یا عالم و یا عامل
کسی که می تواند عمل می کند و کسی که نمی تواند پند می دهد...!
برنارد شاو
---------
می فرماید به "من قال" دقت نکنید به "ما قال" توجه کنید، مهم نیست که این برنارد شاو یهودی بوده یا نه! عرق خور بوده یا نه... مهم اینست که حرفش درست است!
و چه قدر تاسف بار است وقتی فقط پند می دهم بی آنکه حتی علمی - دست و پا شکسته حتی - داشته باشم! عمل که پیش کش!!!
پناه بر خدا از این نفاق و ریا و خودنمایی!
خدایا! بر علممان بیفزا بعدد ما احاط به علمک!
و بر عمل و عاملیتمان اضافه فرما ده ها برابر علمی که می دهی!
بازی زندگی
انسان=تاجر
عمل نیک وبد=کالا
عمر=سرمایه
قران و پیامبروشیطان=رهنما
بهشت وجهنم =سودوزیان
--------------------------------------------------------------------------
پروردگارم !
ایمانی خواستارم تا تاجرخوبی باشم دربازار
بصیرتی خواهم که رهنمایم را قران و آوردن قران رابرگزینم
قدم محکمی که دربازار مقابل هراتفاقی تو را ناظربراعمالم
و پایانی میخوایم که عاقبت به خیر شویم
بهشتی خواهانم که رضایت تو باشد وبس
اي خداي اصابت ها و مصيبت ها
اي خداي اصابت ها و مصيبت ها
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ ۗ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّـهِ يَهْدِ قَلْبَهُ ۚ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد، و كسى كه به خدا بگرود، دلش را به راه آورد،
و خدا[ست كه] به هر چيزى داناست.
سوره مباركه تغابن - آيه
ای خواهان بهترین ها
یا ذَاالْجَلالِ وَالاْکْرامِ
تا تنها سخنان و صحنه هاي بالا و والا را جستجو کنيم.
(دکتر سنگري)
.............................................................................................................
یَا رَافِعَ الدَّرَجَاتِ
حافظ گوش و چشم و زبانم باش
زمینی شدم آسمانی ام کن






"فَاذکُرونی اَذکُرکُم"