بودنمان پرازدلتنگیست
ای که نگاهدارنده زمین و آسمانی
که تنها به اذن و اراده تو بستگی دارند
زمین لرزه ات گفت چند مرده حلاجم
---------
تقدیر چنین بود رفتند آنهایی که باید می رفتند
و ماندیم آنهایی که باید باشند
بودنمان پراز دلتنگیست
ای که نگاهدارنده زمین و آسمانی
که تنها به اذن و اراده تو بستگی دارند
زمین لرزه ات گفت چند مرده حلاجم
---------
تقدیر چنین بود رفتند آنهایی که باید می رفتند
و ماندیم آنهایی که باید باشند
بودنمان پراز دلتنگیست
" مالکیت آسمان را به کسانی میدهندکه به زمین دل نبسته اند"
------------
پاها ازقانونی تبعیت میکندکه باید جذب زمین شوند
ولی قانون دل چیزدیگریست
بایدازآسمان تبعیت کند
معبودم!
به گمانم اشتباه رخ داده
کوتاهی کردم
دربندگی
تو ببخش
تو ببخش
ببخش ما را
من همین جایم ...
گمشده اقیانوس ...
گمشده فانوسم ...
من همین جایم ...
روی این قایق سوراخ ...
روی دریا مستم ...
من همین جایم ...
زیر این سایه خورشید
پی آن صبح امیدم ...
من همین جایم ...
سه قدم مانده به عشق ...
دو قدم مانده به مرگم ...
من همین جایم ...
من همین جایم
من همین جایم ...
یا رحیم
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
................................................
ما فرقی نمیبینیم
خودت هوایمون داشته باش
اگر من با تو بد بودم تو را دعوت نمی کردم
گشودم در که بر گردی ببینی لطف بسیارم
تو مهمان عزیزی بر من و من میزبان تو
چگونه میهمان نومید برگردد ز دربارم
زبستر نیمه شب برخیز و اشکی ریز بر دامن
که با اشک شبت خاموش گردد شعله نارم
تو آن عبدی که در گرداب جرم و معصیت غرقی
من آن ربم که باشد دمبدم لطف و کرم کارم
بجز نومیدی از عفوم ببخشم هر گناهی را
امید آور امید آور که من از یاس بیزارم
عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختیار من
توان سوزانمت اما به بخشیدن سزاوارم
تو دائم غافل و من آنی از تو نیستم غافل
تو خواب و من زلطف و مرحمت پیوسته بیدارم
به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا