خجلم
برای تو نه
برای خودم بد است
هر هفته در گناه تماشا کنی مرا ...
برای تو نه
برای خودم بد است
هر هفته در گناه تماشا کنی مرا ...
ولی بالهایم بسته اند
اوج نمیگیرم
مدااااام زمین میخورم!!!
آن آرزوی پرواز چه و این بالهای بسته چه...؟!!
حکمتت دلم را خوش کرده که بیهوده هوایی ه پروازم نمیکنی...
تو به من یاد دادی حتی درون چاه هم که باشم اگر آرزوی پرواز در دلم است
نا امیییییییییید نشم...
اي قوت دل ها و پاهاي شكسته
" صبر کن"
"دوام بیاور"
"حواسم هست"
میشناسم، آشناست، قوی ام میکند...
پاهایی که نای رفتن ندارد و خجلند از نتوانستن...
می کشی، می خواهی، می بری...
نگذار کم بیاورد...
یا اله العاصین
یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ
ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد
یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ
ای پشتوانه کسی که پشتوانه ندارد
یَا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ
ای ذخیره آن کس که ذخیره ندارد
یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ
ای پناه آن کس که پناه ندارد
یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ
ای فریادرس آن کس که فریاد رس ندارد
یَا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ
ای افتخار آن کس که مایه افتخاری ندارد
یَا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ
ای عزت آن کس که عزتی ندارد
یَا مُعِینَ مَنْ لا مُعِینَ لَهُ
ای کمک آن کس که کمکی ندارد
یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ
ای همدم آن کس که همدمی ندارد
یَا أَمَانَ مَنْ لا أَمَانَ لَهُ
ای امان بخش آن کس که امانی ندارد
گفتی بیا و من آمده ام ...
پای همتم سست شده ,می آیم تا که شفا بدهی ...
درد و دلم بسیار شده می آیم که شفا بدهی...
قلبم از گناه سنگین شده می آیم تا شفا بدهی...
پای ثانیه هایم از بی برکتی لنگ شده می آیم تا شفا بدهی...
زندگی بدون آقا بی معنا شده
می آیم تا طلب کنم معنای زندگی را...
زمزمه ی هر روز و شب ماست :
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
می آیم و باز زمزمه می کنم و باز طلب می کنم راه نشانم بده...
معبودم!
از کسی طلب می کنم که عادتش کرم و احسان است
وعادَتکم الاحسان وسَجیَتُکم الکرَم......
"کاسه ی گدایی ام رو باز گرفتم و در مقابلت به زانو نشستم و تنها می خوانم :
یا ایُّهَا العَزیزمَسَّناوَاَهلَنَا الضُّروَجِئنابِبِضاعَة مُزجة فَاَوفِ لَنَا الکَیل"