به نامت

یا قاضی الحاجات


اللهم انت انت، و انا انا

خدایا!

تو، توئی با همه مختصات مهربانی و پروردگاریت

و من، منم با همه خبائث و حقارت های بندگیم

انت العّواد بالمغفرة

این توئی که عادت کرده ای به بخشش و کاروان کاروان "شترها را ندیدن" 

و  انا العّواد بالذنوب

و این منم که عادت کرده ام به گله گله گناه و گردنکشی

و انت المتفضل بالحلم

و این توئی که صبرت زیاد است و با فضلت، بردباری بر عصیان یک موجود ناچیز

و انا العّواد بالاجهل

و این منم که عادت کرده ام به نفهمیدن و خود را به دراز گوشی زدن!

چیزتازه ای ندارم

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید              نشناخته توصیف مقامش نکنید

بازم ایام فاطمیه رسید

ای گل یاس علی!

چیزی ندارم که برایت بگویم چیز تازه ای ندارم برای ایام فاطمیه امسال

همان کس ,همان گناهکار

و شایدم شرمنده تر از هر سال ام

 جایی نوشته بودن انشاالله حضرت فاطمه روز محشر به دادمان برسد

ولی گویم مادرجان

 یا فاطمه, ای بانوی دوعالم الان, اینجا به دادم برس

اینکه روسیاهم چه برسد به روز محشر 

داغونم دست خالی ام 



یَا رَازِقَ الْأَنَامِ

میگفت: روزی که همه چیم به باد رفت زندگیم وعزتم وهمسرم و...

به فکرافتادم که چه شد اینطوری شد ازکجا خوردم ؟

رفتم پی دوستش و همکارش گفتم چرا زندگیم اینطور شد؟

چرا وقتی میدونستی اون لقمه حرام میاره سرسفره ام و کلاه برداره و...

بهم اشاره میدادی  که بفهم ...

دوستش گفت: ترسیدم از کار بیکارم کنه روزیم رو نده

گفتم: یادت رفته روزیت دست خداست نه بنده نه رئیس نه ...

وای خدای من !

چه بلایی سرمان آمده

همه چیز فرمت شده  ازذهنمان!

یادمان رفته توی " یَا رَازِقَ کُلِّ مَرْزُوقٍ(روزى ده هر روزى خوری)"

یادمان رفته همه چیزمان تویی

یادمان رفته روزیمان دست توست نه بنده

برس به دادمان روزى ده بندگان




بی گمان پروردگارت درکمینگاه است

اما انسان ,هنگامی که پروردگارش او را می آزماید وگرامی می دارد ونعمت می بخشد ,شاد ومغرور

می شود ومی گوید:پروردگار مراگرامی داشت. اما چون اورا به بلا و محنت می آزماید

وروزی اش را بر او تنگ می گیرد ,بی صبری وناسپاسی می کند

ومی گوید:پروردگارم مراخوار کرده است.فجر/16-14

همه فکرم پرشده ازاین آیه ها.خدا گفته است من درکمینگاه هستم.

یعنی خدایا ,تو همیشه پشت لحظه ها قایم شده ای وهرآن ممکن است پیدات شود

و یک ورقه از سوالهای سخت دست آدم بدهی؟

توی مدرسه رسم است که روز امتحان را مشخص می کنند اما خدا,تو این کارا هم نمی کنی .

می دانی چقدر این جوری سخت است.

یعنی هرروز ممکن است روز امتحان باشد وهرجایی جلسه امتحان.

خدایا!اما قسمت جالب این آیه ها این است که توهم با اتفاقهای خوب آدمها را امتحان می کنی

وهم با اتفاقهای سخت.هم با غم ,هم باشادی.

قبلاها فکر میکردم فقط از سختیها سوال امتحانی می آید وگرنه شادی که دیگر امتحان نمی شود.

حالا فهمیدم که اشتباه می کردم.

درست است.آدم وسط خوشی ها اصلا حواسش نیست که دارد امتحان میدهد.

خوشیها حواس آدم را پرت می کند واتفاقا همین جاست که ممکن است امتحانش راخراب کند.

خدایا!حالا می فهمم که امتحانهای تو. از آن چیزی که فکر می کردم خیلی سخت تراست.

                                                                             <عرفان نظرآهاری >


پ.ن

الهی آزمایش مارا زیاد سخت نگیر بنده ایم و ناتوان

یاریمان کن سربلند باشیم در ورقه امتحان


the lost

به نامت

ای دستگیر!

ای که "یخرج من الظلمات الی النور" تخصص توست

وسط بازار ایستاده بود و داشت گریه می کرد.

 به طرفش رفتم و پرسیدم: پسرم چی شده؟

 نگاهی به من انداخت و گفت: «بابام گم شده»

با تعجب گفتم:  بابات گم شده؟

 گفت: «آره داشتیم با هم می رفتیم و دست هم را گرفته بودیم،

 سر راه از یک فروشگاه اسباب بازی رد شدیم،

 ماشین ها و اسباب بازیهای خیلی قشنگی داشت،

چند لحظه ایستاد تا آنها را نگاه کنم،

بعدش هم دیدم آن طرف یک شیرینی فروشی است،

 رفتم تو تا چند تا شیرینی انتخاب کنم تا بابام برام بخره،

 اما وقتی از شیرینی فروشی بیرون اومدم،

دیدم بابام نیست و گم شده.»

کمکش کردم تا پدرش را پیدا کرد.

حالا این شده حکایت ما،

انبیا و اولیا پدران خلق‌اند و دست افراد را می گیرند تا آنان را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند،

اما اغلب، جلب سرگرمی ها و اسباب بازی های دنیا می شویم و  دست پدر را رها کرده

و در بازار گم می شویم.

آن وقت فکر می کنیم که اماممان گم شده و نیست؛

در حالی که امام زمان علیه السلام  گم و غایب نشده اند،

 بلکه این ما هستیم که گم و غافل گشته ایم


دلم باران میخواهد

الهی!

چه خوب خالقی

باران میفرستی تا بشوری غبارهای زمین را

ولی ما چه بد بنده هستیم 

آلوده میکنیم زمین وزمان را

واین ادامه دارد تو میشویی وما آلوده میکنیم

ماندم چطور شدیم خلیفه الله 

معبودا!

دل من نیز حکایت باران و زمین است

تو میشوری دلم را ازغبارها ولی من حیا ندارم

آلوده میکنم دلی که تنها جای توست

خدایا!

دلم باران میخواهد

و به قول سعدی :

«اگر باران به کوهستان نبارد// به سالی دجله گردد خشک رودی»

تو خوب خدایی

برمن نگیر بازم باران بفرست بر دلم

انگار شتر دیدی و ندیدی

دلم باران میخواهد

صبرم ازکاسه دگرلبریزاست

اگراین جمعه نیایدچه کنم

آنقدرمن خجل ازکارخودم

اگراین جمعه بیایدچه کنم......

اللهم عجل لولیک الفرج

خانه دوست کجاست ؟

بنامت ای دوست

 دلم طواف  را می خواهد در محدوده مقام تا خانه.

دلم پر می کشد در این روزهای بی حوصلگی. 

dsc02607

              

قدمهایم بی تاب ترازهمیشه اند ولی گنه کردند

چشم هایم مشتاق دیدار یارست ولی آلوده اند

گویند به دل سری بزن تا شاید نجات یابی وراهی شوی  ولی شرمنده ام

کوله بارم

         خالی ست

                                گم کردم...


پ.ن

دیروز رفتم دیدن یکی از رفقا  که راهی بود خانه خدا

گفتم میرم التماس دعا میکنم آروم میشم ولی...


ای باخبر از عیان و نهان

به نامت



يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟! 

كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ

نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!

سوره مبارکه صف-2و3

"به نقل از وب یه بزرگوار"

خالص


به نامت

یا قاضی الحاجات


ای کاش قلبها آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پائین آمدن دستها اجابت می شد...!

                                                                                                                         "به نقل از سخنان ارزشمند یه  بزرگوار"

منتظر

قبل از آن که بیایی عاشقت شده ام !

رو به روی آینه می ایستم منتظر ...

          غروب جمعه است


Shia Upload
پ.ن

اولین پست سال جدید بگذار با دلتنگی تو شروع شود آقا

عید نیست عیدمان ظهور وحضور توست بیا مولا

دومین غروب جمعه سال جدید گذشت بیا یوسف زهرا