بنامت
هروقت حرف دعا کردن می شود به خودم می گویم: خدا در قرآن خودش می گوید:
"ادعونی استجب لکم"
و ما با همه ی وجود به صدق گفته ی خدا و وعده اش ایمان داری
پس چرا گاهی باز هم به استجابت دعاهایمان شک می کنیم؟؟! "کاش واقعا " با همه ی وجود به صدق گفته ی خدا و وعده اش ایمان " می داشتیم!
که آن وقت یقینا " ادعونی ِ" ما استجب بود از جانبش!
اینها که پیشکش، کاش واقعا خودش را باور می کردیم!
یک چیز دیگر، به قول حضرت حافظ:
یکی از دلائل عدم استجابت دعا - که حقیر با جان و دل می توانم لمس کنم -
خودمان و گناهانمان است. همین است که حضرت امیر می فرمایند:
خدایا ما را به خاطر گناهانی که دعا را حبس می کنند و مانع از صعود آنها می شوند، ببخش!
یک مطلب دیگر هم شنیده ام که شاید زیاد برای ما موضوعیت نداشته باشد و آن بحث ابتلائات است
حدیثی دیدم از امام هفتم که فرموده بودند:(نقل به مضمون)
گاهی خدا دعای بنده ی خوبش را می شنود، اجابت می کند
اما به ملائکه می فرماید: دست نگه دارید و به او ندهید! من صدای این بنده ام را دوست دارم، می خواهم بیشتر صدایش را بشنوم.
اما بنده گنه کار تا زبان باز می کند خدا می فرماید به ملائکه که زود حاجتش را برآورید نمی خواهم صدایش را بشنوم
الغرض!صدای حقیر از چند وجبی بالای سرم، بالاتر نمی رود چون سقف گناهانم آنقدر ضخیم و نفوذ ناپذیر است که ...
دعا کنید، از شنیدن صدایمان بدش نیاید!دعا کنید، صدایمان به او برسد!
دعا کنید، خداشناس شویم!
اصلا بیاید دعا کنیم از ما راضی باشد، چه حاجاتمان را برآورد، و چه صلاح نداند و نه!
-------------
جایی نوشته بود:
فراق و وصل چه باشد، رضای دوست طلب! که حیف باشد از او غیر او، تمنایی!
"فَاذکُرونی اَذکُرکُم"