ای یگانه منجی عالم
نازنینم،
ای تمام امیدم،
ای کسی که بهترین یاوری برای من،
ای مولای من،
من خسته ام، به اندازه تمام وجودم خسته ام
به اندازه آسمانها بغض دارم
به اندازه دریاها در دلم آه دارم
که میخواهم از اعماق وجودم بکشم
و اندازه کهکشانها منتظرم
منتظر تو
منتظر تو
ای یگانه منجی عالم
می دانم که هر گاه درون خویش را می کاوم، همیشه به یک غم بزرگ می رسم
و آن ، غم نبودن توست.
من در کنار همه تو را کم دارم ای سپیدی بی انتهای محبت!
من سالهاست که با تنهایی مانوس هستم و در سایه این تنهایی از نیرنگ مردم زمانه ام دورم،
که من از چهره پرفریب آنها بیزارم.
من در دنیای خویش الماسهای محبت، صداقت و یکرنگی را که هرگز در جهان سیاه
واقعیت ها ندیدم، مانند گنجینه ای بهمراه دارم.
می دانم که تو به اندازه تنهایی من مهربانی و من به وسعت فاصله ای که بین ماست تنهایم
و این پیچک انتظار است که بیرحمانه اقاقی وجودم را در برگرفته و یک لحظه هم
رهایم نمی کند. و افسوس که چه عاشقانه در تنهایی خویش صبوری می کنم.
من هر صبح به امید رسیدن پیکی از روشنایی آغوشم را بروی تمامی غمهایم می گشایم
و سکوت سرد فراق را در غربت نگاهم می شکنم.
خدایا تنهام مگذار

"فَاذکُرونی اَذکُرکُم"