مولا!
قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
سالهای سال
در انتظار تو
كنار این قطار ِ رفته ایستادهام
و همچنان
به نردههای ایستگاهِ رفته
تكیه دادهام!
.............................
گفتند می آیی
و در بند بند وجودم مثل خون جاریست که "روزی او خواهد آمد"
و باورم شده که بالاخره خواهی آمد
و آمدنت پاسخیست برای تمام زخم زبان هایی که در انتظارت کشیدیم
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ ساعت 8:7 توسط یاس دردمند
|
"فَاذکُرونی اَذکُرکُم"