دردودلی شبانه
پیام داد و پرسید : اگه بخوای خدا بهت یه چیزی بده درعوضش حاضری چی بدی ؟
گفتم: سوال سختی است نمیدونم ؟
بازم گفتم: مونده چی بده که بدم وگفتم استغفرالله
این چه حرفیه با خدا دارم معامله میکنم
گفت: من تمام غصه هام و دردهام و زخم های دلم رو میدم تا اروم بشم تا نترکم!
گفتم: یادم اومد منم دل سیاهم رو میدم تا بخشیده بشم
تا رها شم از زندان دنیا!
گفت: دل هیچ کسی سیاه نیس مگراینکه خدا آدم رو فراموش کنه
گفتم :خدا پاکش میکنه معبودم فراموش نکرده این منم یاد دلم نمیکنم گه گاهی تمیز کنم
نتیجه : به خودم گفتم چقدر بی انصافیم همیشه خدا چیزهای خوبی واسه ما داره
ولی ما چی ؟
یکی غصه ,یکی زخم دل,یکی حاجت و یکی مثل من دل سیاه
چرا چیز خوبی نداریم چرا داریم بی حیایی میکنیم
خدایای من !
چشم پوشی و فرصت دوباره
ولی بازم این فرصت و خرابکاری
90/2/5
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 17:15 توسط یاس دردمند
|

"فَاذکُرونی اَذکُرکُم"