به نامت

ای که زیباست به نامت گفتن:

"من الغریب الی الحبیب"

 

.... همه انگار نگراني و جستجو را در چشمانمان می خوانندنمي يابيمت اما!

دلتنگ تر مي شويم، يعقوب تر مي شويم! دلمان درد می گیرد... و وقتي باز با شما خلوت مي كنيم،

اينبار انگار شما مشتاق تريد به شنيدن صداي ندبه ها و گريه هاي ما

آقا جان!
ما با خدا هم كه خلوت مي كنيم، ياد شما مي افتيم!

ياد فراق شما، ياد غربت  شما، ياد غيبت شما، و دعا مي كنيم که خدا برسانندتان!

که خدا بشکند این طلسم شوم هزار ساله را!

 پدرانمان هم چنين بوده اند! پدران پدرانمان هم چنين بوده اند!

 و این حسرت و انتظار، ميراث هزار ساله ماست


آقا جان!
نزدیک افطار که می شود دلمان بیشتر می گیرد حتی!

عید که می شود و نیستید! ... قند در دلم آب می شود که اگر امام بود، همگی جمع می شدیم برویم دیدار....

اما صداي نائبت؛ صداي رهبرم كه مي آيد، بغضم می شکند و دلم

غريب ما كجايي؟
كجا بجوييمت؟
از چه كسي سراغت را بگيريم؟
چه كرده ايم كه زندان غيبت تو تمامي ندارد؟
 چه كرده ايم با تو مهربانا؟

حق دارد خدا محروممان كند از تو!
خوب که نگاه می کنم می بینم که تشنه ايم اما سراغ آب نمي رويم، به تشنگي و حرمان عادت كرده ايم.

به تاريكي عادت كرده ايم، به دوريت عادت كرده ايم!

و شما اسير زندان جهل ما شده اي و ما اسير عادات!

روزها را شب مي كنيم بي آنكه بدانيم، چه بر سرمان آمده!
نمی فهمیم این غیبت چه اندازه ذلیل و خوار و بی ایمان کرده!

لذت ديدار خدا را هم درك نكرده ايم، اگر درك مي كرديم، لحظه اي با تو بودن را بابه ده ها زندگی بي تو  معاوضه

نمي كرديم.

آنقدر راحت و بي خيال دنبال دنيايمان هستيم كه گويي جز ما و دنيايمان، هیچ حقيقت دیگري نيست!
ما بي خيال شده ايم!
بي خيال خدا!
   بي خيال كمال!
       بي خيال شما!
نيم عمر ما در خواب می گذرد، نيم دیگرش  هم برای سرگرمی های دون ِدنيا!

 ما براي خدا وقت نداريم! حتي در اوقات فراغتمان! حتی ترش محاسبه اموال و اولاد!

آنقدر هست که در نماز هم دیگر وقتی برای خدا نمی ماند! 

 آقاي مظلوم و غريب من!
ما شما را نداريم نه به خاطر بدي روزگار یا گناه پدرانمان!
ما شما را نداريم چون لايقتان نيستيم، درست مثل آنها كه لايق حسين نبودند.

 مگر کوفیان منتظر حسين نبودند؟ مگر شهر را برايش آذين نكرده بودند؟

مگر هزار هزار نامه برایش ننوشته بودند كه بيا ميوه هايمان رسيده، دلهايمان بي قرار توست!

- و مگر مي شود رحمت خدا را بخواهي و خدا دريغ كند از تو رحمتش را؟ -

 حسین که آمد، منتظران لايقش نبودند، و او سر از قتلگاه در آورد، و امانت خدا پاره پاره شد ...

 

ای یوسف دلهای قحطی زده ی ما....

 

 يا ايها العزيز!

مَسَّنا وَ اهلَنا الضُّر

ای عزیز!
ما و همه اهل بیت و خاندانمان، گرفتار فقر و قحطی و بدبختی شده ایم!

 و جِئنا بـِبضاعت مُزجات

و با متاعی ناچیز و بی مقدار به حضور تو آمده ایم

 

فـَـأوفِ لَنا الكَيل

محبت کن و به قدر کرم و احســـــــــــــــــانت، بر ما بیفزا!

 و تصدّق علينا

و با صدقه از ما دستگیری کن

انّ الله يَجزی المُتَصَدِّقين!