به نامت

ای بنده نواز


هنگامي كه تو به نماز مي ايستي، من آنچنان به سخنانت گوش ميدهم

كه گويا همين يك بنده را دارم؛ ولي تو چنان غافلي كه گويا صدها خدا داری!


معبودا!

داری و این همه هوایم را داری

ندارم و این همه بی خیالت هستم

فدایت!

چقدر بد بنده ای هستم برای تو و چه خوب خدایی هستی برای من

محبوبم!

تو را نمی دانم، اما خودم از خودم خسته ام. خودت باید دستکاریم کنی، تنظیمم کنی!

ای خدایی "که لا اَجِدُ لِذُنُوبی غافِراً " به جز تو

عزیزم! " لا لِشَیء مِنْ عَمَلِی الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً " غیر از تو!

لا تخیّب املی!

ما پرورده محبت توئیم! چگونه باور کنیم عذاب تو را؟

یا الهی و سیدی و ربی و مولای!

حتی اگه به خاطر همه این بدیها و زشتی ها و جسارت ها جهنمم ببری، با شمر و یزید و کارتر و بوش هم زنجیرم کنی!

"انی اعلمت اهلها، انی احبک" باز هم صدایت خواهم زد که همه بدانند که دوستت دارم!

خدایا به خداوندیت قسم!

اگر زبانم را به بند نکشیده باشند صدایت خواهم زد"

لاضجن الیک بین اهلها ضجیج الاملین

و لاصرخن الیک صراخ المستصرخین

و لابکین علیک بکاء الفاقدین

و لانادینک این کنت یا ولی المؤمنین

محبوبم!

یا غایة امال العارفین

یا غیاث المستغیثین

یا حبیب قلوب الصادقین

ای خدای من! و یا اله العاصین!


خودت درستم کن!