ماه عشق بازی

اینک صدایی به گوش می رسد.

صدای پای رمضان...

چه آرام بخش است این صدا...

آهسته آهسته نزدیک می شود صدایی که آهنگش

جویندگان کیمیای سعادت را راه

یافته تر و پرهیزگارتر و سعادتمندتر می سازد...

دگرباره  دستان ما پلی می شوند میان عرش و فرش تا

طراوت و سرفرازی را از

آستان احدیت طلب کنند.

شمیم خداجویی در هر کوی و برزنی به مشام می خورد

و احساس جاودانه با خدا بودن

در لحظه لحظه ها،شادی و سرور می آفریند و نوای جان

بخش و دل نوازی که در سال

یک بار به شیفتگان خویش مجال حضور می دهد،

روز به روز و لحظه به لحظه نزدیک تر می شود...

 


Shia Upload

پ.ن

آمدم بنگارم از دلتنگی بی پایان از بی قرای بی پایان خدایا امشب هم خوشحالم هم گریان

شادیم به خاطر مهمانیت است ولی اشکهایم برای تموم شدن ماه رجب وشعبان

که چه غفلت ورزیدم تموم شد لحظه ها گذشت ولی افسوس وروسیاهی ب

برای مهمانیت به همراه دارم قبولم میکنی میدانم  2ماه فرصت دادی رجب آمد دست خالی

شعبان آمد دست خالی میدانم غفلت ورزیدم میزبانم میشویی میدانم خیلی ها 2ماه رو

غنمیت شمردند وخود پاک وپاکتر کردند تا به مهمانیت برسند میدانم وقتی به مهمانی میرویم

بهترین لباس ها رو میپوشیم آماده آماده میشویم تا بریم مهمانی ادب را رعایت میکنیم

تا میزبان پذیرایمان باشد ولی شرمنده ام لباسهایم کهنه وآلوده است میپذیری

دلم سیاه ترازهمیشه است میپذیری گناهکارتراز همیشه ام میپذیری من عبد حقیرم تو میزبان بزرگ

میپذیری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


خدایا مثل همیشه میزبانم باش یاورم

هو الاول و الآخر والظاهر و الباطن......................

معلم دینی وقتی اومد،زنگ آخر بود!

همه ی دانش اموزان خسته شده بودند....

تلالو زیبای خورشید،پرده ها و شاخه های درخت رو کنار میزد

و به چهره های خسته ی دانش آموران میتاپید

حوصله ی شنیدن صحبت های معلم رو نداشتند

معلم با ی چهره ی مصمم وارد کلاس شد................

بچه ها همه به احترامش بلند شدند

همه کتاب ها رو باز کردند تا معلم درس رو شروع کنه

اما دیدند  تخته پاک کن رو برداشت و آهسته آهسته تخته رو پاک کرد

بعد یکی از بچه ها رو صدا زد

یکیشون میگفت:

دیدم دوستم رو صدا زد و گفت بیا ضمایر رو صرف کن و پای تخته بنویس

اونم رفت

گچ رو دستش گرفت

شروع کرد؛

 

 

من

تو

او

ما

شما

ایشان

 

معلم خنده ای زد

تخته پاک کن رو برداشته داره اونا رو پاک میکنه

گفت؛نه!اشتباه نوشتی!

همه تعجب کردند

اقا...اقا....چرا؟.آخه...............

زمزه ای بلند شده

معلوم خودش گچ ،دستش گرفت و  شروع کرد به نوشتن؛

او..................او........او

هنوز یادم نمیره اون آیه ای رو کنارش نوشت؛

هو الاول و الآخر والظاهر و الباطن......................


Shia Upload


پ.ن

الهی به ایمان واقعی برسان قلبم رو بگشا و در دلم رسوخ کن الهی رجب تموم شد شعبان هم کم کم داره

تموم میشه الهی ماه مهمانیت داره شروع میشه دستم رو بگیر تا با لباس های زیبا به مهمانیت بیایم الهی

دیگر وقت پروازست بالهایم را مرهمی ببخش تا بسویت به پرواز درآیم آیا دیگر وقت رها شدن نیست دیگر

از همه جا دل کندن به وصل رسیدن  نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا اله العاصین

 



حضرت موسی در كوه طور در مناجات خود عرض كرد:
 
 یا اله العارفین (ای خدای عارفان) جواب آمد لبیك (یعنی ندای تو را پذیرفتم)
سپس عرض ‍ كرد: یا اله المطیعین (ای خدا اطاعت كنندگان) جواب شنید لبیك،
سپس ‍ عرض كرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهكاران)، این دفعه سه بار شنید لبیك،لبیک؛ لبیك .
 
موسی عرض كرد: حكمتش چیست كه این دفعه سه بار شنیدم كه فرمودی لبیك،
 
 به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیكوكاران به كار نیك خود، و مطیعان به اطاعت خود،
 اعتماد دارند، ولی گنهكاران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند،
 به درگاه چه كسی پناه ببرند