شبی دلتنگ
پروانههای شکسته بالِ روحم را در روشنای نور خود، جرأت پرواز بده؛ بگذار دریچههای نیازم، رو به تو باز
شدن را تجربه کنند، بگذار از سنگلاخِ سرکش سکوتِ خویش، نام تو را زمزمه کنم و به بلندای نامت اقتدا
کنم؛ که هیچ ریسمانی را امید چنگ بردن و نجات یافتن نشاید؛ جز ریسمان بندگیات
به شوق توست که جادههای نیایش را با اشک تزیین کردهام. و حدیثِ دلباختگی را در هالهای از
شرمساری، نواختهام؛ شاید خزانِ فصلهایِ زندگیم را بهاری کنی و با فروغ دلارایت صحنِ دلم را بیارایی!
معبودا!
با دستی تهی و اشک روان آمدهام؛ پناهم بخش که جز درگاهِ تو امیدی ندارم
پ.ن
الهی سلامم را ازوجود خسته ودلی زخم خورده پذیرا باش خدایا امشب دلتنگیهایم امانم رو بریده
وکسی رو جز تو محرم نداشتم لب به سخن گشودم واز دلی آشفته ودلتنگ برایت سخن میگویم
معبودم آرامم کن کاش دیگر جاده های انتظار به پایان برسد کاش دیگر قبولم کنی
نیازمندان رو دعا کنید



"فَاذکُرونی اَذکُرکُم"